خوش نوید
مترادفها
بشارت، خبر خوش
متضادها
بد نوید، بد بشارت
لغت نامه دهخدا
خوش نوید. [ خوَش ْ / خُش ْ ن َ ] ( ص مرکب ) قاصد خوش خبر. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
قاصد خوش خبر
جمله سازی با خوش نوید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتهای هر جا که میبینم فلان را میکشم خوش نویدی دادهای اما نمیآری بجا