خوش نقشی

لغت نامه دهخدا

خوش نقشی. [ خوَش ْ / خُش ْ ن َ ] ( حامص مرکب ) خوش اقبالی.سعادت. خوش بیاری. حسن طالع. || خوشگلی.

فرهنگ فارسی

خوش اقبالی سعادت

جمله سازی با خوش نقشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سَرَت سبز و دلت خوش باد جاوید که خوش نقشی نمودی از خطِ یار

💡 به هر نقشی که می بندم خیال نعمةالله است چه خوش نقشی که می بندد خیالش در نظر نقاش