خوش مزاج
مترادفها
سرحال، شاد، خوشرو، بذلهگو
متضادها
بد مزاج، تندخو، بدخلق
لغت نامه دهخدا
خوش مزاج. [ خوَش ْ / خُش ْ م ِ ] ( ص مرکب ) سالم و تندرست. که تن بیمار نیست.
فرهنگ فارسی
سالم و تندرست که تن بیمار نیست
جمله سازی با خوش مزاج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سردو تر و خوش مزاجی اورا همچون دم غمکنان بتأثیر