لغت نامه دهخدا
خوش خصالی. [ خوَش ْ / خُش ْ خ ِ ] ( حامص مرکب ) خوش طبعی. خوش ذاتی. خوب سرشتی. نیکوسرشتی.
خوش خصالی. [ خوَش ْ / خُش ْ خ ِ ] ( حامص مرکب ) خوش طبعی. خوش ذاتی. خوب سرشتی. نیکوسرشتی.
خوش طبعی خوش ذاتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهی ستوده خصالی که فطرت دو جهان بود چو عقل نخستین به ذات تو توأم
💡 در معنی و لفظ تو تفاوت نتوان یافت خوشتر بود از روی، خصالی که تو داری
💡 ایا گزیده خصالی، که برد باری را بزیر طبع تو یزدان پدید کرد وطن
💡 کسی کو ذات پاک بیهمالش ببیند گوید از نیکو خصالی