خوش مرد

لغت نامه دهخدا

خوش مرد. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ] ( ص مرکب ) کسی که بظاهر کارهای نیکو و سخنان ملایم گوید که مردم از او راضی شوند. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ).

فرهنگ فارسی

کسی که بظاهر کار های نیکو و سخنان ملایم گوید که مردم از او راضی شوند.

جمله سازی با خوش مرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه خوش مرد بود دائم ازین درد بود پر ز آژنگ رخ و پر ز گره پیشانی

💡 چون بدید آن آب خوش مرد سلیم گفت بیشک هست این آب نعیم

💡 که آن بر سر بستر خوش مرد به تیغ عدو آن دگر جان سپرد

💡 گفت با خواجه یکی روز ازین خوش مردی خنک آنکس که زن خوب بمیرد او را

💡 ازین منزلم اندک اندک مبر که خوش مرد آنکو بیکبار مرد

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز