خوش مجلس
مترادفها
خوشمجلس، همنشین خوب
متضادها
بد مجلس، ناخوشایند
لغت نامه دهخدا
خوش مجلس. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ل ِ ]( ص مرکب ) خوش محضر. خوش معاشرت. خوش نشست و برخاست.
فرهنگ فارسی
خوش محضر خوش معاشرت
جمله سازی با خوش مجلس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای نور دیدهٔ ما خوش مجلسی بیارا می گو خوشی خدا را صلوات بر محمد
💡 مجلس عشقست و رندان مست و ساقی در حضور این چنین خوش مجلسی از صحبت جم خوشتر است
💡 ما درین دور قمر خوش مجلسی آراستیم جام می در دور و ما سرمست این دوران ماست
💡 با چنگ و عود و ارغنون آیم بمیخانه درون آرایم از معشوق و می خوش مجلس شاهانه را
💡 او با رفتاری مودبانه و شنیدن فعالانه حرفهای دیگران، به فردی بسیار خوش مجلس تبدیل شده که همه دوست دارند او را به مهمانیها دعوت کنند.
💡 حضور یک مهمان خوش مجلس در میهمانیهای خانوادگی باعث میشود که فضای جمع بسیار گرمتر شده و گفتگوها با شور و نشاط بیشتری پیش برود.
💡 هر کسی که میخواهد در محیطهای اجتماعی محبوب باشد، باید یاد بگیرد که چگونه با رعایت آداب معاشرت، فردی خوش مجلس و دوستداشتنی باشد.