لغت نامه دهخدا
خوش لگام. [ خوَش ْ / خُش ْ ل ِ / ل ُ] ( ص مرکب ) خوش عنان. مقابل بدلگام. رام. غیرسرکش.
خوش لگام. [ خوَش ْ / خُش ْ ل ِ / ل ُ] ( ص مرکب ) خوش عنان. مقابل بدلگام. رام. غیرسرکش.
خوش عنان مقابل بد لگام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاها، جهان ابلق اگر چند توسن است چون دید زین دولت تو خوش لگام باد
💡 به طبع رفت به زیرم همی جهان جهان چو خوش لگام یکی اسپ تیز رو به مثل
💡 آن کرهٔ سر کشیدهٔ توسن بیرایض گشت خوش لگام آخر
💡 کرّه را بر لگام رام کند نام او اسب خوش لگام کند