خوش حدیث

لغت نامه دهخدا

خوش حدیث. [ خوَش ْ / خُش ْ ح َ ] ( اِ مرکب ) حدیث خوش. حدیث خوب. حدیث نیکو:
هست شعر آن خوش حدیثی کاستماعش کرده اند
هم نبی و هم ولی و هم امیر و هم امام.سوزنی.|| ( ص مرکب ) خوش سخن. خوش گفتار. خوشگو. خوب سخن.

فرهنگ فارسی

حدیث خوش حدیث خوب

جمله سازی با خوش حدیث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خبر وصل کز تو داد رسول خوش حدیثی ست گرچه نیست صحیح

💡 هست شعر آن خوش حدیثی کاستماعش کرده اند هم نبی و هم وصی و هم امیر و هم امام

💡 وزین سخن بگذشتیم و یک غزل ماندست تو خوش حدیث کنی سعدیا بیا و بیار

💡 مشو در خط از پند خاقانی ای جان که این خوش حدیثی است بر دفتر افکن

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز