لغت نامه دهخدا
خوش تقریر. [ خوَش ْ / خُش ْ ت َ ]( ص مرکب ) فصیح. نطاق. ( ناظم الاطباء ). آنکه مسائل علمی را خوب بیان کند. آنکه تقریر خوب دارد. که با گشاده زبانی ادای مطلب کند. که مطلبی را نیکو بازگوید.
خوش تقریر. [ خوَش ْ / خُش ْ ت َ ]( ص مرکب ) فصیح. نطاق. ( ناظم الاطباء ). آنکه مسائل علمی را خوب بیان کند. آنکه تقریر خوب دارد. که با گشاده زبانی ادای مطلب کند. که مطلبی را نیکو بازگوید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سبق نطق به پیش همه خواندیم کلیم آزمودیم، خموشیست که خوش تقریر است
💡 دل عاشق سخن، میشد اگر یک ره دچار من حکایت ها از آن مژگان خوش تقریر می کردم
💡 مسلسل حرف از آن مژگان خوش تقریر میریزد سخن زین خامه فولاد چون زنجیر میریزد
💡 امور عامّه شرح منظومه را نزد او نیز خواندهام و با اینکه در آغاز اصرار داشت که قبول نکند و میگفت: من سالهاست «تارک» ام ولی وقتی درس را شروع کرد، از بسیاری مدعیّان که ما دیدیم، بهتر و مسلّط و خوش تقریر تر بود.