لغت نامه دهخدا
( خوش آوا ) خوش آوا. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) آنکه آواز مطبوع دارد. ( یادداشت مؤلف ):
ای بلبل خوش آوا آوا ده
ای ساقی آن قدح را با ماده.رودکی.
( خوش آوا ) خوش آوا. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) آنکه آواز مطبوع دارد. ( یادداشت مؤلف ):
ای بلبل خوش آوا آوا ده
ای ساقی آن قدح را با ماده.رودکی.
( خوش آوا ) آنکه آواز مطبوع دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باغی که زاغ ناخوش از او آشیانه ساخت ماوای عندلیب خوش اوا شود همی