لغت نامه دهخدا
خورشیدچهره. [ خوَرْ / خُرْ چ ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) خورشیدچهر. خوبروی و جمیل:
ایا فرنگی خورشیدچهره چالاک
خلیفه لفظ شما را نمیکند ادراک.
؟ ( خطاب یزید به فرستاده فرنگ در تعزیه ورود اهل بیت به شام.
خورشیدچهره. [ خوَرْ / خُرْ چ ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) خورشیدچهر. خوبروی و جمیل:
ایا فرنگی خورشیدچهره چالاک
خلیفه لفظ شما را نمیکند ادراک.
؟ ( خطاب یزید به فرستاده فرنگ در تعزیه ورود اهل بیت به شام.
خورشید چهره خوبروی و جمیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وز صحن روی من که پراز چین چو سفره است خورشید چهره ی تو چو گل زر برآورد
💡 آسمان بر سر از مه و خورشید چهره زر دگر نمی بندد
💡 بیار ای ساقی خورشید چهره میی کو صفوت از خورشید دارد
💡 مرگ نابهنگام بهاره علوی واکنشهای وسیعی را در میان نویسندگان و فعالان اجتماعی کشور برانگیخت. عفت ماهباز نوشت: بهاره علوی، دختر خورشید چهره در نقاب خاک کشید، دیگر نخواهد نوشت، دیگر از کشتههای جنبش سبز و دیگر از زندانیان نخواهد گفت، دیگر در ایمیلها، رد و پایش را در فیس بوکها، یادداشتهای شور آمیزش را نخواهیم دید.