خوددار بودن

لغت نامه دهخدا

خوددار بودن. [ خوَدْ / خُدْ دا دَ ] ( مص مرکب ) تمالک نفس کردن. مالک نفس خود بودن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

تمالک نفس کردن مالک نفس خود بودن

جمله سازی با خوددار بودن

💡 در این آلبوم، جکسون برای اولین بار ناهنجاری‌های اجتماعی را جزء موضوعات اصلی موسیقی خود قرار می‌دهد. برای مثال در آهنگ «چرا می‌خوای دربارهٔ من وهم بسازی» علیه گرسنگی جهانی، ایدز، بی‌خانمانی، سوء استفاده از داروها و مواد مخدر اعتراض می‌کند. آلبوم خطرناک حاوی تلاش‌هایی دربارهٔ بیان تمایلات جنسی، مثل آهنگ «در پستو» است. آهنگ رمانتیکی دربارهٔ میل و انکار، ریسک و خوددار بودن، زهد و رابطه و خلوت و افشاء.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز