خود مراده

لغت نامه دهخدا

خودمراده. [ خوَدْ / خُدْ م ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) خودپسند. خودسر. خودکام. خودکامه.مستبد. مستبدبالرأی. خودرای. خودرایه:
فرمان نبرند زآنکه هستند
از غایت ناز خود مراده.میرخسرو ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خودپسند خودسر

جمله سازی با خود مراده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون راست است آخر با تو طریق خسرو او نامراد مسکین تو شوخ خود مراده

💡 خسرو، ز بتان کرشمه بد نیست معشوقه خود مراده باید

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران