خوبگویی
مترادفها
خوشگویی، نیکگویی، تعریف و تمجید
متضادها
بدگویی، نکوهش
لغت نامه دهخدا
خوبگویی. ( حامص مرکب ) خوش سخنی. خوب گفتاری. نکوسخنی. حسن مقال. شیرین زبانی. ( یادداشت بخط مؤلف ):
خوبگویی ای پسر بیرون برد
از میان ابروی دشمنْت چین.ناصرخسرو.
جمله سازی با خوبگویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گیرم که چو گل همه نکویی با تست چون بلبل راه خوبگویی با تست
💡 در محیطهای کاری، خوبگویی و رعایت ادب بین همکاران میتواند باعث ایجاد فضایی مثبت و افزایش بهرهوری در انجام وظایف محوله شود.
💡 او همیشه با خوبگویی و کلامی دلنشین با دیگران برخورد میکند که باعث شده محبوبیت زیادی در میان دوستان و آشنایان خود پیدا کند.
💡 گاهی اوقات خوبگویی بیش از آنکه نیاز باشد، میتواند باعث سوءتفاهم در روابط رسمی شود اگر با صداقت و واقعبینی همراه نباشد.