خوشگویی
مترادفها
خوشزبانی، تملق، چاپلوسی
متضادها
بدگویی
لغت نامه دهخدا
خوشگویی. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( حامص مرکب ) خوشگوئی. خوش سخنی.
فرهنگ فارسی
خوشگوئی خوش سخنی
جمله سازی با خوشگویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در روابط اجتماعی، همیشه سعی کنید با خوشگویی و کلمات محبتآمیز، فضای بین خود و دیگران را گرم و صمیمی نگه دارید.
💡 توانایی در خوشگویی و بیان مفاهیم به شیوهای زیبا، میتواند تأثیر بسیار عمیقی بر روحیه افراد در محیطهای کاری و خانوادگی داشته باشد.
💡 او با خوشگویی و ادب بسیار زیاد، توانست تمام مخالفتهای موجود در جلسه را از بین ببرد و نظر همگان را جلب کند.