خوب سرشت
مترادفها
خوشخلق، خوشطبع، نیکسرشت، پاکنهاد
متضادها
بد سرشت، بد ذات
لغت نامه دهخدا
خوب سرشت. [ س ِ رِ ]( ص مرکب ) خوش طبیعت. خوش طینت. خوش ساخته:
در گشادی و درشدی ببهشت
دیدی آن نقشهای خوب سرشت.
فرهنگ فارسی
خوش طبیعت خوش طینت
جمله سازی با خوب سرشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرچه گفتی ز رای خوب سرشت خردش بر نگین دل بنوشت
💡 نیک و بد نیست چو در دست کسی باده بیار فانی ار زشت خصال آمد و گر خوب سرشت
💡 مائیم و می ناب و بتی خوب سرشت نه بیم ز دوزخ و نه امید بهشت
💡 او که انسانی بسیار خوب سرشت بود، همیشه در خلوت خود به فکر کمک کردن به حیوانات آسیبدیده بود و هرگز از کمک دریغ نمیکرد.
💡 تربیت صحیح فرزندان در محیطی پر از عشق، باعث میشود که آنها در آینده به افرادی خوب سرشت و با وجدان تبدیل شوند.
💡 شخصیتهای داستانهای قدیمی اغلب به دلیل آنکه خوب سرشت بودند، در نهایت به پاداشهای بزرگی در برابر سختیهای زندگی دست پیدا میکردند.