خنبان

لغت نامه دهخدا

خنبان. [ خُم ْ ] ( نف ) جنبان. لرزان. ( ناظم الاطباء ). || خیزکنان. جهان. ( از ناظم الاطباء ).

جمله سازی با خنبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ور نرفتی خشک خنبان می‌شوی خود نمازت رفت پیشین ای غوی

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز