خللی
مترادفها
نقص، عیب، گسست، وقفه
متضادها
بینقص، کامل
لغت نامه دهخدا
خللی. [ خ َ ل َ ] ( ص نسبی ) متعرض. مزاحم. مانع. زیان آور. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
متعرض مزاحم
جمله سازی با خللی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نقل است که یکروز میرفت. سگی با او همراه او افتاد. شیخ دامن از او در فراهم گرفت. سگ گفت: اگر خشکم هیچ خللی نیست، و اگر ترم هفت آب و خاک میان من و تو صلحی اندازد. اما اگر دامن به خود باز زنی، اگر به هفت دریا غسل کنی پاک نشوی.
💡 … با یادآوری تاکیدات آن جناب مبنی بر عدم توقیف و تعطیلی نشریات، خواسته ما به عنوان دستاندرکاران این نشریه از حضرت عالی، رفع توقیف از روزنامه تا هنگام بررسی پرونده در دادگاه صالح و با حضور قضات و هیئت منصفهای عادل است تا بیش از این خللی در روند اطلاعرسانی که از آن به حق به عنوان رکن چهارم دموکراسی نام بردهاند، پدید نیاید.
💡 در فن نگارش، خلاصهنویسی نوشتن یک متن در قالبی کوتاهتر است، بی آنکه به مضمون اصلی آن خللی وارد شود. خلاصهنویسی نوعی ایجاز است؛ یعنی بیان مقصود در کوتاهترین عبارت.
💡 تخطئه در لغت به معنای استناد خطا به کسی است. در اصلاح علم اصول فقه به معنای امکان احتمال خطا در رای مجتهد در دسترسی به حکم واقعی است. بر اساس این دیدگاه در علم اصول فقه، شارع مقدس برای همهٔ مکلفین عالم و جاهل، احکامی در عالم واقع وضع کردهاست که علم و جهل خللی در ثبوت این احکام ندارد.
💡 نه خرد راست قصوری و نه دین را خللی که دهم دل به غزالی و سرایم غزلی
💡 اندکی بعد امّا، محمدعلی، برادر ناتنی عبدالبهاء، برخلاف این وصیتنامه عمل کرده، مرجعیّت عبدالبهاء را انکار کرد و در ابتدا به صورت پنهان و سپس آشکار به مخالفت با او پرداخت. اگرچه این مخالفتها نتوانست در وفاداری تودهٔ بهائیان به عبدالبهاء خللی وارد کند، امّا باعث بروز مشکلات برای عبدالبهاء از جانب مقامات عثمانی شد.
💡 اگر در اجرای دقیق این برنامه مدیریت شده خللی کوچک نیز ایجاد شود، ممکن است تمام اهداف تعیین شده برای پروژه از دست برود.
💡 او تلاش کرد تا با دقت فراوان، هیچ خللی در اجرای مراسم رسمی و تشریفات دولتی در این روز خاص ایجاد نشود.
💡 با وجود تمام مشکلات اقتصادی موجود، در ساختار اصلی اداره کشور خللی مشاهده نمیشود و امور همچنان با نظم پیش میرود.