لغت نامه دهخدا
خط گذار. [ خ َ گ ُ ] ( نف مرکب ) کاتب. ( ناظم الاطباء ). قلمزن.( از آنندراج ). || نیزه داری که نیزه کوچک در دست گیرد. ( ناظم الاطباء ). خطی گذار. ( آنندراج ).
خط گذار. [ خ َ گ ُ ] ( نف مرکب ) کاتب. ( ناظم الاطباء ). قلمزن.( از آنندراج ). || نیزه داری که نیزه کوچک در دست گیرد. ( ناظم الاطباء ). خطی گذار. ( آنندراج ).
کاتب یا نیزه داری که نیزه کوچک در دست گیرد.
💡 دست پنهان و قلم بین خط گذار اسب در جولان و ناپیدا سوار