لغت نامه دهخدا
خط و ربط. [ خ َطْ طُ رَ ] ( ترکیب عطفی، از اتباع ) کنایه از منظر و کمال.
- خوش خط و ربط؛خوش منظر و باکمال.
خط و ربط. [ خ َطْ طُ رَ ] ( ترکیب عطفی، از اتباع ) کنایه از منظر و کمال.
- خوش خط و ربط؛خوش منظر و باکمال.
کنایه از منظر و کمال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شائبه مطرح شده بود که مؤسسه «مصاف»، که تظاهر میکند یک اندیشکده مستقل متعلق به بخش خصوصی است، در اصل و غیرمستقیم بازوی «نهادی خاص» است که با پوشش کار فرهنگی- اندیشه ای، خط و ربط خاصی را پیش میبرد. منابع مالی این مؤسسه مشخص نیست.
💡 هنرمند عامدانه میکوشد، تأثیر انسانها بر طبیعت را مورد بررسی قرار دهد، تا حدی که گاهی فقط مواد حاضرآمادهٔ صنعتی را از کنار ساحل جمع میکند و برای دیوارنگارههای فیگوراتیو و اجراهای (اینستلیشنها) اش از آنها بهره میبرد. هنرمند از این رهگذر، ما را متوجه ولع تکاندهندهٔ مصرف در زمانهٔ اکنون و نیز تأثیرات عدیده اش بر طبیعت میکند. کرگ، قصد و نیت نهفته در آثار هنریاش را به گونهٔ زیر توضیح میدهد: «استفاده از اشیاء و ساختههای معمول پیش پاافتاده، و درک و بازشناسی این مسئله که هر شیئی از دل جهانی از تداعیها و خط و ربطها مشتق میشود، همواره اهمیت شایانی دارد».