لغت نامه دهخدا
خط و خالی. [ خ َطْ طُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب، ص نسبی مرکب ) خطمه خالی. ( در زبان عوام ) دارای اشکال از خط و خال. منقش به خطوط و خالها. مخطط. منقط. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خط و خالی. [ خ َطْ طُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب، ص نسبی مرکب ) خطمه خالی. ( در زبان عوام ) دارای اشکال از خط و خال. منقش به خطوط و خالها. مخطط. منقط. ( یادداشت بخط مؤلف ).
ترکیب عطفی خطمه خالی دارای اشکال از خط و خال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باری از تلخی ایام به شور و مستی شکوه از شاهد شیرین خط و خالی کردیم
💡 برنگ و بو چو تو نبود که چون تو خط و خالی ندارد عنبرین گل
💡 دل برده ز من تازه نهالی که مپرس آهو نگه خوش خط و خالی که مپرس
💡 سرمشق جنون، مرکز پرگار نظرهاست بر صفحه عارض خط و خالی که تو داری
💡 تو نظر کن که بت من چه جمالی دارد بر لب چشمه حیوان خط و خالی دارد
💡 هر کس که باشدش خط و خالی نه دلبر است دلبر کسی بود که دل او را مسخر است