خط غلامی

لغت نامه دهخدا

خط غلامی. [ خ َطْ طِ غ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط بندگی. مقابل خط آزادگی. ( از آنندراج ). عهدنامه بندگی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خط بندگی مقابل خط آزادگی

جمله سازی با خط غلامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر روی زهره خط غلامی کشیده‌ای چون تار طره زیب بناگوش کرده‌ای

💡 داغ سگ کویت همه را خط غلامی است ما نیز نهادیم برین خط سجل خویش

💡 نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم آن خط غلامی که ندادیم دریدیم

💡 به جز ارواح مکرم که ز دیوان ازل به خداوندیشان خط غلامی دادم

💡 چون خط غلامی بتو داده است حبیبت گر لطف کنی ور نه کنی باز غلام است