خط حصار
مترادفها
مرز، حصار، محدوده
لغت نامه دهخدا
خط حصار. [ خ َطْ طِ ح ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دائره ای که عزائم خوانان وقت عزائم خواندن برای حفظ بر گرد خود یا دیگری برکشند. خط مندل. ( آنندراج ):
چو سادگیست که خال لب تو آخر کار
بگرد خویش چو هندو خط حصار کشید.سلیم ( از آنندراج ).
جمله سازی با خط حصار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه سادگی ست که خال لب تو آخر کار به گرد خویش چو هندو ز خط حصار کشید