خط بطلان

لغت نامه دهخدا

خط بطلان. [ خ َطْ طِ ب ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) علامتی که برای بطلان امری میباشد. خطی برای بطلان چیزی روی آن کشند:
صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
این نقش زرق را خط بطلان بسر کشیم.حافظ.

فرهنگ فارسی

علامتی که برای بطلان امری میباشد.

جمله سازی با خط بطلان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بفکر این و آن، عمر گرامی رفت از دستم مرا طول امل بر سطر هستی، خط بطلان شد

💡 هر چه جز مدح تو بر اوراق خاطر بسته نقش عقل آن را مستحق خط بطلان یافته

💡 O از جمله انحرافات عقيدتى يهود، اين بود كه مى گفتند: اگر بر فرض ما گنهكار باشيم، كيفر ما از ديگران كمتر است و چند روزى بيشتر، عذاب نخواهيم شد!. زيرا ما از ديگران برتريم. خداوند در اين آيه، بر اين طرز تفكّر خط بطلان مى كشد.

💡 نباشند حلال كرده و روى روشهاى افراطى و تفريطى خط بطلان كشيده و براى استفادهاز گوشتها شرائطى مقرر داشته است به اين ترتيب كه:

💡 نیست غیر از خط بطلان دفتر ایام را میکند هر دور گردون حلقه چندین نام را

💡 به هر حال قرآن با يك پاسخ دندان شكن خط بطلان بر اين ادعاهاى بى پايه مى كشد ومى گويد:

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز