خط بردن
مترادفها
خط زدن، خط کردن
لغت نامه دهخدا
خط بردن. [ خ َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) مخطط شدن جوانان ساده رو. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مخطط شدن جوانان ساده رو
جمله سازی با خط بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این عمل علاوه بر اینکه باعث میشود به خط بردن عادت کند از سردرگمی چشم میان کلمات جلوگیری کرده و همچنین باعث میشود خطوط گم نشود و بتوان بدون فوت وقت با نهایت سرعت مطالعه کرد..