لغت نامه دهخدا
خضا. [ خ َ ] ( ع مص ) ریزریز شدن چیزی و شکستن آن در صورتی که تر باشد. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). خرد و مرد شدن چیزی تر. ( آنندراج ).
خضا. [ خ َ ] ( ع مص ) ریزریز شدن چیزی و شکستن آن در صورتی که تر باشد. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). خرد و مرد شدن چیزی تر. ( آنندراج ).
ریز ریز شدن چیزی و شکستن آن در صورتیکه تر باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر رخت خوی یا گلابست ای جوان بر کفت خون یا خضا بست ای پسر
💡 چون خضای خدای سوی نشیب چون دعای رسول سوی فراز
💡 ای دریغا که در خون خضا بست ای علی اکبر نوجوانم