خشک گیاه
مترادفها
گیاه خشک
لغت نامه دهخدا
خشک گیاه. [ خ ُ ] ( اِ مرکب ) گیاهی است که مرده. گیاه خشک. گیاه از بین رفته: هائجه؛ زمین خشک گیاه یا زردگیاه. ( منتهی الارب ). اهاجه؛ خشک گیاه یا زردگیاه یافتن زمین را. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
گیاهی است که مرده گیاه خشک
جمله سازی با خشک گیاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که گر نباشد با طعم انگبین حنظل وگر نیارد رخسار لاله خشک گیاه
💡 آتش سوزان و داس تیز را یک صفت باشد تر و خشک گیاه
💡 در طب سنتی از ۱٫۵ تا ۳ گرم پودر خشک گیاه استفاده میشدهاست دوز کشنده آن برای انسان مشخص نیست.
💡 در استعمال خارجی جوشانده برگهای خشک گیاه به صورت غرغره جهت رفع التهاب مخاط دهان، درد گلو و ورم لثهها بکار میرود. اگر گرد برگهای خشک گیاه بر روی زخم و جراحات پاشیده شود در خشکاندن ترشحات و بهبودشان مؤثر است. قطعات له شده برگ گیاه نیز در طب عوام جهت مداوای زخم بر روی آن گذارده میشود.
💡 دیریست که از سینهام آهی ندمید زین مزرع غم خشک گیاهی ندمید