خشک دماغ
خشک دماغ یکی از اصطلاحات رایج در زبان فارسی است که به چند معنا به کار میرود و بسته به زمینهی استفاده، میتواند حالات مختلف رفتاری یا شخصیتی را توصیف کند. این واژه معمولاً بار معنایی منفی دارد و در توصیف افراد یا حالات روحی استفاده میشود.
معانی اصلی آن عبارتند از:
اندوهگین و غمناک: در این معنا، خشک دماغ به کسی گفته میشود که حالتی عبوس، غمگین یا ناراحت دارد و رفتارش نشاندهندهی حالت ناخوشایند روحی است. چنین فردی ممکن است کمتر شاد باشد و حس افسردگی یا ناراحتی را به اطرافیان منتقل کند.
متعصب: این معنا به فردی اشاره دارد که در باورها و عقاید خود بسیار سختگیر و غیرمنطقی است. چنین شخصی انعطافپذیری کمتری دارد و به شدت به عقاید خود پایبند است، حتی اگر آن عقاید اشتباه یا غیرمعقول باشند. این حالت میتواند تعصب مذهبی، اجتماعی یا فکری را شامل شود.
احمق و ابله: در این معنا، خشک دماغ به فردی اطلاق میشود که از نظر رفتار یا تصمیمگیری، نوعی نادانی یا کمهوشی از خود نشان میدهد. این معنا بیشتر جنبهی توهینآمیز دارد و برای توصیف افراد کمفهم یا کسانی که رفتارهای ناپخته دارند، استفاده میشود.
مترادفها
لجباز، کلهشق، سختگیر
متضادها
خوشمشرب، مهربان، فروتن
لغت نامه دهخدا
خشک دماغ. [ خ ُ دَ ] ( ص مرکب )غمناک. مهموم. دردناک. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || متعصب. خشک در عقیده. ( یادداشت بخط مؤلف ). || احمق. ابله. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) غمناک مهموم اندوهناک اوقات تلخ مقابل تر دماغ.
جمله سازی با خشک دماغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مغزم به سر از خشک دماغی کف خاکی است کو روغن بادام، که طغیان جنون است
💡 می دهد غنچه گلزار هوس بوی زکام شود از نشاء می خشک دماغ تر ما
💡 میگویم و میکنم نصیحت من خشک دماغ و گفت و تکرار