از دماغ کسی در آمدن

عبارت «از دماغ کسی در آمدن» یکی از اصطلاحات عامیانه زبان فارسی است که به این معنا به کار می‌رود که وقتی فردی پس از تجربه یک دوره خوشی، آرامش یا لذت، ناگهان با یک رویداد بد، سخت یا ناخوشایند روبه‌رو می‌شود، گفته می‌شود آن اتفاق «از دماغش درآمده است». این اصطلاح در واقع برای بیان این موضوع استفاده می‌شود که لذت یا خوشی قبلی به وسیله یک حادثه ناخوشایند کاملاً از بین رفته و جای خود را به ناراحتی و پشیمانی داده است. در زبان محاوره‌ای، این عبارت نوعی کنایه است که شدت تغییر حال فرد از خوشی به سختی را نشان می‌دهد و معمولاً برای تأکید بر این نکته به کار می‌رود که آن خوشی اولیه ارزش یا دوام زیادی نداشته است. بنابراین وقتی گفته می‌شود «از دماغش درآمد»، منظور این است که بعد از یک دوره خوشی، اتفاقی ناخوشایند رخ داده که آن خوشی را کاملاً از بین برده و تجربه‌ای تلخ جایگزین آن شده است.