لغت نامه دهخدا
خستوان. [ خ ُ ت ُ ] ( اِ ) اقرارکنندگان. اعتراف کنندگان. معترف شدگان. ( برهان قاطع ). ج ِ خستو. ( از ناظم الاطباء ).
خستوان. [ خ ُ ت ُ ] ( اِ ) اقرارکنندگان. اعتراف کنندگان. معترف شدگان. ( برهان قاطع ). ج ِ خستو. ( از ناظم الاطباء ).
اقرار کنندگان اعتراف کنندگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منکران شرع را در هم شکن همچون عنب خستوان شرک را بر هم فکن چون ناردان