خرگ

لغت نامه دهخدا

خرگ. [ خ َ رَ ] ( اِ ) نامی است که در حوالی لار و بندرعباس به استبرق دهند. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به استبرق شود. || چغاله و نارسیده شفتالو ( لغت محلی شوشتر ). || هر چیز نارسیده که در آن عفوصتی باشد ( لغت محلی شوشتر ).
- خرماخرگ؛ نوعی خرماست که رطب نیست و خشک گونه می باشد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرگ. [ خ َ ] ( اِ ) کرک گیاه. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

کرک گیاه

جمله سازی با خرگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نخل، سدر، گز، سپستان، درخت فرنگی، خرگ و گل ابریشم، لوز، موز، انار.

💡 رمچاه دارای ۱۰ مسجد که ۶ مسجد در محلهٔ قدیم و یک مسجد در محلهٔ جدید رمچاه طال خرگان و یک مسجد در منطقه بهتویه رمچاه و یک مسجد در موج شکن روستا قرار دارد. مسجد جامع از قدیمی‌ترین مساجد این روستا محسوب می‌شود که بارها تغییر، مرمت و تجدید بنا گردیده‌است و تاریخی که موجود است، در سال ۱۱۰۰ ه‍. ق. توسط محمد علی ملا مبارک بنیان و تجدید بنا گردیده‌است.

💡 سوی مرز خرگات باید شدن نباید به راه اندرون دم زدن

💡 در گشاده دیده‌ام خرگاه ترکان فلک ماه را بسته میان خرگان سان آورده‌ام

💡 نام این دهستان بر گرفته از درخت استبرق است که در زبان محلی به خرگ مشهور می‌باشد که نامی از محل اولیه ساکنان خیرگو قبل از مهاجرت به این مکان می‌باشد که در سالهای اخیر به خیرگو تغییر نام داده شده‌است.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز