خرکه

لغت نامه دهخدا

خرکه. [ خ َ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حسین آبادبخش دیواندره شهرستان سنندج، واقع در دوازده هزارگزی شمال حسین آباد کنار شوسه جدید سنندج - سقز. کوهستانی و سردسیر، آب آن از رودخانه و چشمه، محصول آنجا غلات، حبوبات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

جمله سازی با خرکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تعظیم گاو و خرکه به مردم حرام بود اکنون فریضه گشته به ما، احترام خلق

💡 بگرد رایت خورشید بود این مسطور که خرکه و تتق و چتر جم نخواهد ماند

دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز