خردهریزه به مجموعهای از اشیا و اجناس کوچک، متنوع و معمولاً کمارزش اطلاق میشود که عموماً بدون نظم خاصی در کنار هم جمع شدهاند. این کلمه میتواند برای اشاره به لوازم ریز و درشتی که در خانهها، کشوها یا جعبهها انباشته شدهاند، به کار رود و بار معنایی آن اغلب بر بیاهمیتی، ریزی و پراکندگی این اشیا تأکید دارد. در محاوره، خردهریزه ممکن است شامل چیزهای گوناگونی مانند پیچ و مهرههای اضافه، وسایل دورریختنی، اسباببازیهای کوچک شکسته یا حتی لوازم التحریر قدیمی باشد. این اصطلاح گاهی در حوزههای دیگر مانند اقتصاد نیز به کار میرود و به کالاهای ارزان و کممصرف یا درآمدهای جزئی و متفرقه اشاره میکند. به طور کلی، خردهریزه بیانگر حالتی از انباشتگی نامنظم و اغلب بینظم اجسام ریز است که ممکن است ظاهری شلوغ و درهم برهم ایجاد کند.
خرده ریزه
لغت نامه دهخدا
خرده ریزه. [ خ ُ دَ / دِ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) چیزهای بسیار کوچک. آشغال. ریزه پیزه. خرت و پرت. خرده ریز.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - اشیائ کم ارزش چیزهای کم فایده یا بیهوده. ۲ - باقیماند. هر چیز آشغال.
جمله سازی با خرده ریزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این خزه مخصوصاً در میان آکواریوم دارانی که بچه ماهی (بچه ماهی) پرورش میدهند به دلیل محافظت و استتار آنها در برابر ماهیهای بزرگ دیگر و ماهیهای همنوع خوار محبوب است. برخی از میگوها مخصوصاً میگوهای گیلاسی دوست دارند از میکروارگانیسمهای مختلف (بیوفیلم) و خرده ریزههایی که روی خزه جمع میشوند تغذیه کنند.