خردنامه

لغت نامه دهخدا

خردنامه. [ خ ِ رَ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه خرد. کتاب فلسفی. کتاب حکمت:
چو پرداخت زین درج درخامه را
پذیرفت شاه آن خردنامه را.نظامی.خردنامه ها را ز لفظ دری
به یونان زبان کرد کسوتگری.نظامی.نویسدخردنامه ارجمند
ز هر نوع دانش ز هر گونه پند.نظامی.

فرهنگ فارسی

نامه خرد کتاب فلسفی

دانشنامه آزاد فارسی

از نویسنده ای ناشناس، کتابی به فارسی دربارۀ روش زندگی و آداب حکومت و پادشاهی. در این اثر، که گویا تاریخ کتابت آن ۵۰۴ق است، نکاتی اخلاقی و حکمی از بزرگان و دانشمندان و کتاب های گوناگون نقل شده و وصیت نامۀ خواجه نظام الملک و نامۀ تسلیت ملک شاه سلجوقی به مؤیدالملک پسر خواجه و دلجویی از او آمده است. بیشتر مطالب خردنامه به آثار قرون ۴، ۵ و ۶ق، و نثر آن به شیوۀ سادۀ روزگار آغازین نثر فارسی مانند است و واژگان و ترکیبات بسیار بدیع دارد. نام اصلی کتاب روشن نیست و نام خردنامه را مینوی بر این متن نهاده است. این کتاب به چاپ رسیده است (تهران، ۱۳۶۷، ۱۳۷۲ش).

جمله سازی با خردنامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خردنامه ای نغز عنوان گرفت که مغز از قبول دل و جان گرفت

💡 به نام خدای اول آغاز کرد وز آن پس خردنامه ای ساز کرد

💡 که چون این خردنامه ها را نوشت به دل تخم اقبال جاوید کشت

💡 که ای گنج حکمت قلم تیز کن خردنامه ای از نو انگیز کن

💡 به یک سلک خواهم چو گوهر کشید خردنامه ها کز سکندر رسید

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز