لغت نامه دهخدا
خردکین. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) سبک کینه. کم کینه:
با عدوی خُرد مشو خردکین
خرد شوی گر نشوی خرده بین.نظامی.
خردکین. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) سبک کینه. کم کینه:
با عدوی خُرد مشو خردکین
خرد شوی گر نشوی خرده بین.نظامی.
سبک کینه کم کینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با کمان فلک فتنه مشو، راست چو زه زان کجا، ناوکش از مرد خرد کین توز است