لغت نامه دهخدا
خردتر. [ خ ُ ت َ ] ( ص تفضیلی ) کوچکتر. ( ناظم الاطباء ). اَصغَر. ( منتهی الارب ): دانی که خلیفه و همه بزرگان حضرت وی چه آنانکه از تو بزرگترند و چه آنانکه خردترند مرا حرمت دارند. ( تاریخ بیهقی ).
خردتر. [ خ ُ ت َ ] ( ص تفضیلی ) کوچکتر. ( ناظم الاطباء ). اَصغَر. ( منتهی الارب ): دانی که خلیفه و همه بزرگان حضرت وی چه آنانکه از تو بزرگترند و چه آنانکه خردترند مرا حرمت دارند. ( تاریخ بیهقی ).
کوچکتر اصغر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمترین جرعه ز جام لطف او آب حیات خرد تر نصفی ز بزم همّتش ماه تمام
💡 لیک ز روس ایمنی مجوی که دشمن هر چه بود خرد تر بزرگ تر آمد