خراج گزاری
مترادفها
مالیات گرفتن، خراج گرفتن
لغت نامه دهخدا
خراج گزاری. [ خ َ گ ُ ] ( حامص مرکب ) باج گزاری. مالیات دهی.
فرهنگ فارسی
باج گزاری مالیات دهی
جمله سازی با خراج گزاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرف الدین نیز، در مقابل، بر در هر دروازه نیشابور دوازده هزار مرد جانباز و تیرانداز تعیین نمود. مدت هشت شبانه روز از دو طرف در کوشش و کشش بودند و عدهای بیشمار از طرفین به قتل رسیدند و نیز چند تن از امرای نامدار تولیخان کشته شدند. در این موقع حاکم نیشابور به اتفاق ائمه و اعیان و اصول و کلانتران نیشابور قاضی ممالک خراسان مولانا رکنالدین علی بن ابراهیم مغیشی را به نزدیک تولیخان فرستادند و اظهار تبعیت و خراج گزاری کردند ولی تولیخان قبول ننمود و قاضی را نگهداشت.