لغت نامه دهخدا
خراج ملک. [ خ َ ج ِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خراج زمین. خراج مملوک. اتاوه. رجوع به «خراج الارض » و «خراج زمین » در این لغت نامه شود.
خراج ملک. [ خ َ ج ِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خراج زمین. خراج مملوک. اتاوه. رجوع به «خراج الارض » و «خراج زمین » در این لغت نامه شود.
خراج زمین خراج مملوک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصل ملکی را به رسوم تو شناسند چون اصل خراج ملکان را به قوانین
💡 دوران خراج ملک بدخشان ز من گرفت لعلی که کوه داشت به طرف کمر نماند
💡 گر به منت بر کفت لعلی نهد فیروز شاه گر خراج ملک هندوستان بود مستان از او
💡 ای من غلام همت رندی که بهر می نقد و خراج ملک جهان مختصر گرفت
💡 نشکنم گفتا که هست ازعقل دور تو خراج ملک را مشکن بزور
💡 غنیمتی که من از گنج فقر یافته ام خراج ملک دهندم نمی دهم به خراج