لغت نامه دهخدا
( شررة ) شررة. [ ش َ رَ رَ ] ( ع اِ ) یکی شَرَر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). واحد شرر؛ یعنی یک پاره آتش. ( ناظم الاطباء ). یکپاره آتش که بجهد. ( آنندراج ). جذوه آتش.
( شررة ) شررة. [ ش َ رَ رَ ] ( ع اِ ) یکی شَرَر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). واحد شرر؛ یعنی یک پاره آتش. ( ناظم الاطباء ). یکپاره آتش که بجهد. ( آنندراج ). جذوه آتش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((مثل الجليس الصالح مثل العطار، ان لم يحذك من عطره علقك من ريحه، ومثل الجليس السوء مثل الكير، ان لم يحرقك نالك من شرره.))(266)