لغت نامه دهخدا
( عطرة ) عطرة. [ ع َ طِ رَ ] ( ع ص ) مؤنث عَطِر. ( منتهی الارب ). خوشبوی مالیده. ( از اقرب الموارد ). ج، عَطِرات. ( اقرب الموارد ).
- عطرةالرائحة؛ خوشبوی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
|| آنکه در بازار روایی داشته باشد و کریمه. ( منتهی الارب ). ناقة عطرة؛ ناقه که در بازار رایج باشد، و یا ناقه نجیب و کریم.( از اقرب الموارد ).
عطرة. [ ع ِ رَ ] ( اِخ ) ابن کعب. از ملوک کنده در جاهلیت بود. ( از منتهی الارب ).