شاه شرق

لغت نامه دهخدا

شاه شرق. [ هَِ ش َ ] ( اِخ ) لقبی بود که شاعران دربار محمود بر وی اطلاق می کردند:
آنکه، همچون بشاه شرق بدوست
از همه خسروان امید جهان.فرخی.دستور شاه شرق و بدو ملک شاه شرق
آراسته چو ملک عمر در گه عمر.فرخی.|| بر دیگر افراد خاندان غزنوی یا سلسله های دیگری که در این نواحی از ایران سلطنت داشته اند نیز این خطاب از جانب نویسندگان و شاعران شده است.

فرهنگ فارسی

لقبی بود که شاعران دربار محمود بر وی اطلاق می کردند.

جمله سازی با شاه شرق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دستور شاه شرق و بدو ملک شاه شرق آراسته چو ملک عمر درگه عمر

💡 فرهنگ دان دبیری در ملک شاه شرق بیمثل و بی نظیر بتدبیر و هوش و هنگ

💡 دستور شاه شرق مظفر که از ظفر مشهور کرد در همه عالم نشان خویش

💡 فرمان شاه شرق سر خصم را ز تن چون گندنا زدود به تیغ چو گندنا

💡 چو شاه شرق برآید برهنورد شکار ز شیر نعره برآید که، خسروا، زنهار

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز