لغت نامه دهخدا
خرابی خواه. [ خ َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) آنکه ویرانی خواهد. آنکه طالب ویرانی است:
آنچه آن خائن خرابی خواه
بشکایت نبشته بود بشاه.نظامی.
خرابی خواه. [ خ َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) آنکه ویرانی خواهد. آنکه طالب ویرانی است:
آنچه آن خائن خرابی خواه
بشکایت نبشته بود بشاه.نظامی.
آنک ویرانی خواهد آنکه طالب ویرانی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وآنچه آن خائن خرابی خواه به شکایت نبشته بود ز شاه