خرابات نشین

لغت نامه دهخدا

خرابات نشین. [ خ َ ن ِ ] ( نف مرکب ) آنکه مقیم خرابات است. آنکه در خرابات است. خراباتی. کنایتی است بنزد صوفیان مر اهل خانقاه را:
با خرابات نشینان ز کرامات ملاف
هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد.حافظ.یاد باد آنکه خرابات نشین بودم و مست
و آنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود.حافظ.

فرهنگ فارسی

آنکه مقیم خراباتست آنکه در خراباتست

جمله سازی با خرابات نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با خرابات نشینان ز کَرامات مَلاف هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

💡 نگذاشته ای دین به خرابات نشینان در صومعه، غارتگر ایمان که بودی؟

💡 آن که در جمع خرابات نشینان ننشست در حرم خانهٔ حق محرم اسرار نشد

💡 با خرابات نشینان ز کرامات ملاف هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

💡 از خرابات نشینان چه نشان می طلبی بی نشان ناشده زیشان نتوان یافت نشان

💡 دامان خرابات نشینان همه پاک است تر دامنی ماست که تا دامن خاک است

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز