خراب خسته

لغت نامه دهخدا

خراب خسته. [ خ َ خ َ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) مخروبه. خراب شده. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مخروبه خراب شده

جمله سازی با خراب خسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خونریز من خراب خسته هست از دیت و قصاص رسته

💡 از کف دل این خراب خسته جَسته است چو تخمه ی شکسته

💡 رفتم و دیدم که در کاخی خراب خسته یی افتاده با چشم پر آب

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز