خر رباب
لغت نامه دهخدا
خر رباب. [ خ َ رِ رُ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آن آلت چوبین که بر کاسه رباب و امثال آن بود و تارها بر آن کشند:
نشاند عدل تو بر گاو زهره را چون دید
که می نشد نفسی از خر رباب جدا.سپاهانی ( از شرفنامه منیری ).بچارمیخ بلا چون خر ربابم اسیر
ز زخمها که ازاین چرخ پرده در داریم.؟ ( از شرفنامه منیری ).
جمله سازی با خر رباب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر راستی آهنگ عراقست ترا برخیز و خر رباب را تنگ بکش
💡 نشاند عدل تو بر گاو زهره را چون دید که می نشد نفسی از خر رباب جئا