خذا

لغت نامه دهخدا

خذا. [ خ َ ] ( ع مص )سست و کوفته گردیدن گوش و از بیخ گوش رو بصورت افتادن آن و آن در اسب و خر و خرگوش است و این یا از حیث خلقت است یا امری عارضی است. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). صاحب صبح الاعشی آنرا از عیوب خلقی اسب شمرده و می گوید: و هو ان یکون اذناه مستر خیتین منکوستین نحو العینین و الخدین، کاذان الکلاب السلوقیه. ( صبح الاعشی ج 2 ص 24 ).
خذا. [ خ ُ ] ( اِ ) خدا. رب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خدا رب

جمله سازی با خذا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خذا من نجدا مانا لقلبه. امروز از رسیدن این کاغذ بحمدالله رفع کسالت شد و حسن و شمایل قصیده ابن خیاط، جان و دل را بوجد و نشاط آورد خصوصاً این بیت:

💡 یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ای ایشان که بگرویدند کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ میخورید از پاکها که شما را روزی دادیم وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ و آزادی از خذای کنید و روزی دهنده وی را دانید إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ اگر وی را میپرستید

هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز