خجلت ناک

لغت نامه دهخدا

خجلت ناک. [ خ ِ ل َ ] ( ص مرکب ) خجلت زده. شرمسار. شرمگین. شرم زده. شرمگن:
بپذیرفت چون از تلخی
اندکی گشته بود خجلت ناک.عرفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خجلت زده شرمسار

جمله سازی با خجلت ناک

💡 بپذیرفت چون از آن تلخی اندکی گشته بود خجلت ناک

دانیلا یعنی چه؟
دانیلا یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز