خجل وار

متضادها

با اعتماد به نفس، جسورانه

لغت نامه دهخدا

خجل وار. [ خ َ ج ِ ] ( ص مرکب ) مانند خجلت زده، شبیه به خجلت زدگان. مانند خجلت پیشگان. از روی خجلت. شرم زده. شرمسار:
چون تو خجل وار برآری نفس
فضل کند رحمت فریادرس.نظامی.

جمله سازی با خجل وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون تو خجل وار بر آری نفس فضل کند رحمت فریاد رس

💡 اگرچه خاک ره گشتم خجل وار مگیر از من غباری سنگدل یار

💡 او با لحنی خجل وار و با کمترین صدای ممکن، پاسخ سوالات بسیار سخت استاد را در مقابل تمام دانش‌آموزان دیگر در کلاس درس داد.

💡 آن دختر جوان با رفتاری خجل وار و نگاهی به زمین، وقتی از او خواستند در مراسم رسمی مقابل جمعیت سخنرانی کند، شروع به صحبت کرد.

💡 او با حرکاتی خجل وار و از روی شرمندگی، سعی کرد خود را از نگاه‌های کنجکاو و پرسشگر اطرافیان در آن مهمانی پر زرق و برق پنهان کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران