خاک بودن

لغت نامه دهخدا

خاک بودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) خویشتن را هیچ و ناچیز پنداشتن. ( آنندراج ). افتادگی کردن و متواضع بودن. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرای ناصری ):
ز مادر هم از تخم ضحاک بود
سرسر کشان پیش او خاک بود.فردوسی.

فرهنگ فارسی

خویشتن را هیچ و ناچیز پنداشتن افتادگی کردن و متواضع بودن.

جمله سازی با خاک بودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فراموشان زیر خاک بودن مشکل است وقت آن کس خوش که چون میرد، کسی یادش کند

💡 دی شنیدم کز سمند افتاد آن کاندر رهش خاک بودن توتیای چشم کیوان بودن است

ضیق وقت یعنی چه؟
ضیق وقت یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز