لغت نامه دهخدا
خاک بسر. [ ب ِ س َ ] ( ص مرکب ) رجوع به خاک برسر شود.
خاک بسر. [ ب ِ س َ ] ( ص مرکب ) رجوع به خاک برسر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریخت در فرقتش آن خاک بسر کرد در ماتمش این جامه سیاه
💡 گو خون جگر نوش کن و خاک بسر ریز آنرا که ز دیدار تواش شوق بسر نیست
💡 مردم بفغان آمده از دور سپهر من خاک بسر میکنم از دست زمین
💡 یار بر تربت اغیار چو باد از گذرد اهلی سوخته دل خاک بسر خواهد کرد
💡 سعی طهارت دوام برد ز ما صفای دل کار تیممی نکرد خاک بسر وضوی ما
💡 گر خاک بسر میکنم از خانه خرابی پروای من آن خانه برانداز ندارد